سطح هوشیاری بیمار علامتی حیاتی است زیرا وضعیت سیستم عصبی مركزی را مشخص می كند . با این حال ، در ارزیابی اولیه ، لازم است كه تنها میزان كلی سطح هوشیاری را به ترتیب زیر بیان كنید : بیمار هوشیار و كاملاً آگاه است و سطح هوشیاری او تغییر نیافته ، بیمار هوشیار است اما سطح هوشیاری او تغییر یافته ، بیمار بیهوش است .

هنگامی كه بیمار هوشیار است ولی اختلال در سطح هوشیاری دارد ، مكانیزم دفاعی بدن ممكن است دیگر قادر به جبران كافی نباشد ، و احتمالاً منجر به خون رسانی و اكسیژن رسانی نا كافی یا ایجاد مشكلات عصبی یا بیوشیمیایی شده است و اثرات نامطلوبی روی مغز و توانایی عملكرد آن گذاشته است اختلال سطح هوشیاری در بیمار هوشیار همچنین ، می تواند به علت مسمومیت با الكل ، مواد مخدر یا داروها باشد.


سطح هوشیاری بیمار علامتی حیاتی است زیرا وضعیت سیستم عصبی مركزی را مشخص می كند . با این حال ، در ارزیابی اولیه ، لازم است كه تنها میزان كلی سطح هوشیاری را به ترتیب زیر بیان كنید : بیمار هوشیار و كاملاً آگاه است و سطح هوشیاری او تغییر نیافته ، بیمار هوشیار است اما سطح هوشیاری او تغییر یافته ، بیمار بیهوش است .

هنگامی كه بیمار هوشیار است ولی اختلال در سطح هوشیاری دارد ، مكانیزم دفاعی بدن ممكن است دیگر قادر به جبران كافی نباشد ، و احتمالاً منجر به خون رسانی و اكسیژن رسانی نا كافی یا ایجاد مشكلات عصبی یا بیوشیمیایی شده است و اثرات نامطلوبی روی مغز و توانایی عملكرد آن گذاشته است اختلال سطح هوشیاری در بیمار هوشیار همچنین ، می تواند به علت مسمومیت با الكل ، مواد مخدر یا داروها باشد.

ارزیابیتان از بیماری كه در هنگام رسیدن شما بیهوش است باید ابتدا روی مسیر هوایی ، تنفس و جریان خون و سپس تعیین دیگر مراقبت های اورژانسی كه بیمار ممكن است نیاز داشته باشد متمركز شود. بیهوشی مداوم باید به شما هشدار دهد كه ممكن است مشكل یا نقص حیاتی در سیستم عصبی مركزی ، جریان خون یا تنفس وجود داشته باشد و باید فرض كنید كه بیمار آسیب شدید یا شرایط بالقوه تهدید كنندة حیات دارد.

پس بعد از ارزیابی سریع بیمار و ارائه مراقبتهای اورژانس لازم ، باید بیمار را آماده و او را به سرعت به بیمارستان منتقل كنید .

‹‹ معیار كُمای گلاسكو›› : روشی است كه با نمره دادن به توانایی بیمار در باز كردن چشمها پاسخ های حركتی و پاسخ های كلامی ، ‌سطح هوشیاری بیمار را ارزیابی می كند(شكل 13-5)

شكل 13-5 . معیار كُمای گلاسكو

نمره

بازكردن چشمها

4

بیمار چشم هایش را خودبخود باز كند

3

بیمار در پاسخ به صدا چشم هایش را باز كند

2

بیمار در پاسخ به درد چشم هایش را باز كند

1

بیمار اصلاً‌ چشمهایش را باز نكند

نمره

پاسخ كلامی

5

بیمار كاملاً‌ به زمان و مكان و اشخاص اطراف آگاهی دارد

4

بیمار گیج است

3

بیمار كلمات نامربوط به زبان می آورد

2

بیمار كلمات نامفهوم به زبان می آورد

1

بیمار صحبت نمی كند

نمره

پاسخ حركتی

6

بیمار دستورات را اجرا می كند

5

بیمار محل درد را مشخص می كند

4

بیمار خود را از محرك دردناك دور می كند

3

بیمار در پاسخ به محرك دردناك ،‌ اندامهایش را به وضعیت فلكسیون (خم شدن) در می آورد

2

بیمار در پاسخ به محرك دردناك ،‌اندامهایش را به وضعیت اكستنشن (باز شدن) در می آورد

1

بیمار در پاسخ به تحریك دردناك هیچ حركتی را از خود نشان نمی دهد

مـــردمك ها : قطر و واكنش مردمك به نور ، وضعیت خون رسانی و اكسیژن رسانی و سایر شرایط سیستم عصبی مركزی را نشان می دهد.

مردمك یك منفذ مدور در مر كز عنبیه رنگدانه دار چشم است .

مردمكها به طور معمول گرد و تقریباً هم اندازه هستند و مثل دیافراگم بینایی عمل می كنند و تنظیم اندازه هایشان بستگی به میزان نور دارد . در اتاقی با نور معمولی مردمكها نیمه بازند . در نور كمتر ، مردمكها گشاد می شوند و به نور بیشتر اجازه می دهند كه وارد چشم شود و باعث بینایی بهتر در نور كم می شوند . با مقدار بیشتر نور یا هنگامی كه نور روشنی ناگهان تابیده می شود ، مردمكها بلافاصله تنگ می شوند تا نوركمتری وارد چشم شود و گیرنده های حساس داخل چشم را از آسیب محافطت می كنند .(شكل A14-5) هنگامی كه نوری را به یك چشم بتابانیم ،‌ هر دو مردمك باید منقبض شوند . و اندازه شان مساوی باشد اگر فقط مردمك چشمی كه به آن نور تابانده ایم ، ‌منقبض شود یعنی مشكلی در سیستم عصبی وجود دارد .

در نبود نور ، مردمكها كاملاً باز و گشاد می شوند (شكلB14-5) . هنگامی كه نور وارد می شود ، هر چشم یك سری علائم حسی را به مغز می فرستد كه میزان نوری كه دریافت می كند را نشان می دهد . اندازه مردمك با یك سری از فرمانهای حركتی مداوم تنظیم می شود كه مغز به طور اتوماتیك از طریق اعصاب چشمی به هر چشم می فرستد و باعث كوچك شدن هر دو مردمك به یك اندازه می شود . معمولاً، اندازه مردمك فوراً با هر تغییر در میزان نور تغییر می كند.

اگر مردمكها یك كدام از حالتهای زیر را نشان داد باید فرض كنید كه بیمار دچار كاهش عملكرد مغزی به علت كاهش فعالیت سیستم عصبی مركزی یا آسیب است :

- بدون عكس العمل به نور و ثابت هستند.

- با دریافت نور زیاد ، باز و هنگام حذف نور ،‌كوچك شوند.

- بر خلاف حالت طبیعی به آهستگی عكس العمل نشان می دهند .

- اندازه یشان نامساوی است . (شكلC14-5)

- هنگام برخورد نور زیاد یا حذف آن از یك چشم اندازه یشان نامساوی شده است .

كاهش عملكرد مغزی می تواند به علت موارد زیر باشد :

- آسیب به مغز یا ساقه مغز

- آسیب یا سكته مغزی

- تومور مغزی

- خون رسانی یا اكسیژن رسانی ناكافی

- مواد مخدر یا سموم (سركوب كننده های سیستم عصبی)

مواد مخدر یك مجموعه از سركوب كننده های سیستم عصبی مركزی هستند كه باعث می شوند مردمك ها حتی با تابش نور نیز بسیار كوچك باشند تا حدی كه به آن مردمك نوك سوزنی (Pin point) گفته می شود . خون ریزی اینتراكرانیال (داخل جمجمه ای) ، می تواند باعث ایجاد فشار كافی روی عصب زوج سوم مغزی ( عصب اوكولوموتور ) در یك طرف شود طوری كه فرمانهای حركتی دیگر نتوانند از مغز به چشم بروند . هنگامی كه این حالت رخ داد ، چشم دستوراتی برای كوچك شدن دریافت نمی كند و مردمكش در پاسخ به نور كاملاً باز و ثابت می ماند این حالت را مردمك متسع یا باز می گویند.

مردمكها ممكن است باز باشند و ممكن است اندازه یشان به علت دارویی كه در یك یا هر دو چشم ریخته شده یا به علت یك آسیب یا بیماری های چشمی مساوی نباشد ، ممكن است به طور مناسبی عكس العمل نشان ندهد.

حروف PEARRL راهنمای مفیدی درارزیابی مردمكها است . آنها اول كلمات زیر هستند:

P = مردمك (Pupil)

E = مساوی (Equal)

A = و (And)

R = گِرد (Round)

R = دارای حاشیه منظم (Regular)

L = عكس العمل به نور (react to Light )

می توانید در مورد بیماران با مردمك معمولی بنویسید ‹‹ مردمكها ، مساوی ، گِرد ، با حاشیه منظم هستند و به طور مناسب نسبت به نور عكس العمل نشان می دهند ›› یا ‹‹ PEARRL= مردمكها ›› ، هر نوع یافته غیر معمول را با استفاده از جملات بلند تر ثبت كنید ، مثل ‹‹ مردمكها مساوی و گِرد هستند ، مردمك چپ ثابت و گشاد است ، مردمك راست در اندازه معمولی است و به نور عكس العمل نشان می دهد ›› .

كنترل مجدد علائم حــیاتی :

علائم حیاتی به دست آمده دو اهمیت اساسی دارد . اولین مجموعه از علائم حیاتی ثبت شده با نام علایم حیاتی پایه‌ ، چگونگی تنفس و سیستم قلبی عروقی ، خون رسانی و اكسیژن رسانی به مغز و اعضای حیاتی دیگر را نشان می دهد . علائم حیاتی پایه ، اطلاعات مهم و كلیدی برای ما می باشند .

در ادامه مراقبت از بیمار ، باید علائم حیاتی بیمار را مجدداً‌ كنترل كنید تا متوجه تغییرات آن در مقایسه با علائم حیاتی پایه بشوید . باید علائم حیاتی را حداقل هر 15 دقیقه در بیمار با وضعیت پایدارو حداقل هر 5 دقیقه در بیماری باوضعیت ناپایدار دوباره ارزیابی كنید .

به علاوه باید بعد از هر اقدامات پزشكی علائم حیاتی را دوباره ارزیابی و ثبت كند.

این ارزیابی مقایسه ای مداوم ، شاخص مهمی است كه نشان می دهد آیا مراقبتهای شما عملكردهای حیاتی بیمار را به میزان قابل قبولی تغییر داده یا حداقل مانع وخامت بیشتر شده است یا خیر ؟ ارزیابی مجددنشان می دهد كه آیا باید اقدامات بیشتری را در صورت ادامه وخامت اوضاع انجام دهیم یاخیر ؟